جهان سینما – سید محمد سلیمانی : با گذشت سه روز از برگزاری سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، ۱۰ فیلم در بخش مسابقه فیلم های بلند جشنواره به نمایش درآمده و ۴ فیلم هم در آخرین روز نمایش فیلمها روی پرده میرود .
حضور پرشور و حداکثری داوران کودکان و نوجوان در سالنهای نمایش فیلم و خبرنگاران نوجوان در جلسات نشستهای رسانهای پس از نمایش فیلمها نشان میدهد که هنوز هم برگزاری جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان میتواند نشانههایی از زنده و جذاب بودن سینمای کودک و نوجوان در ایران را بازتاب دهد . در عرصه نمایش عمومی فیلمها هم سه شنبه شب فیلم «شوتینگا» ساخته آرش معیریان ۳ سانس ویژه داشته است .هنوز این فیلم را ندیده ام ولی به نظر میرسد در جذب عامه مخاطبان موفقیتهایی داشته است .
تا پیش از پایان جشنواره و نگاهی به کلیت برگزاری آن و کیفیت آثار نمایش داده شده در این مجال کوتاه مروری دارم بر ویژگی های فیلم های بلند سه روز نخست جشنواره که تاحدود زیادی چشم اندازی از سینمای کودک و نوجوان در سال آینده را ترسیم میکند .سینمای واقع گرای کودک و نوجوان در جشنواره امسال بر اساس آثار به نمایش درآمده ،چند ویژگی اصلی دارد که نشان میدهد حاصل آزمون و خطا های صورت گرفته در این عرصه ،هنوز هم جای کار دارد و همچنان باید به تجربههای جدید نسل جوان امید بست.
بهترین فیلم واقعگرای جشنواره تا پایان روز سوم «کوچ» ساخته محمد اسفندیاری بود که از فجر سال گذشته به جشنواره کودک و نوجوان امسال راه یافت. یک شخصیت محوری دارد که کودکی و نوجوانیاش را مرور میکند. جدای از دوپاره بودن اثر به لحاظ موقعیتهای زمانی و جغرافیایی آن ، نگاه فیلمساز به یک قهرمان شناخته شده ایرانی – شهید سپهبد قاسم سلیمانی – با تکیه بر دانستههای مبتنی بر خاطرات و نوشتهها پرکشش و درگیر کننده است. به ویژه در نیمه اول و کودکی حاج قاسم که فیلمساز موضوع ارتباط احساسی منطبق بر واقعیت و منطق بین شخصیت اصلی و مخاطب را جدی میگیرد و آن را قابل باور میکند. اتفاقی که در دیگر آثار جدی جشنواره امسال به ندرت رخ داده است.کوچ ،اگرچه در نیمه دوم کمی شتاب زده عمل میکند و میخواهد بیشترین حرفهایش را در کوتاه ترین زمان ممکن بیان کند ولی در عین حال میتواند تصویری روشن و تاثیرگذار از اغلب وقایعی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم روی افکار و منش فردی شهید حاج قاسم سلیمانی تاثیر گذاشته ارائه کند و فیلمی گرم و گیرا به کارنامه سینمای ایران اضافه کند.

در عرصه سینمای قصهگوی واقعگرا ، جشنواره امسال چند اثر مهم و جدی دارد.« دو تفنگدار» تا مرز رسیدن به سینمای واقعگرا با شخصیتهای قابل باور پیش میرود. ولی اصرار فیلم ساز روی گسترش قصهای که شاید بیشتر مناسب فیلمی نیمه بلند بوده است ،باعث شده که فیلم در جاهایی از حوصله و باور مخاطب نوجوانش فاصله بگیرد. در «نور» ساخته علی سراهنگ اما با فضای شاعرانه با دستمایه های مذهبی مواجهیم که که بستر اصلی اش پرداختن به برشهایی از زندگی کودکان سرطانی در بیمارستانی در کربلاست .با شخصیتهای عرب زبان که زیست در محیطی مذهبی با دستمایه ها ی جذابی همچون شبیه خوانی را تجربه کردهاند و قرار است فیلم روایتی از معجزه را در بستری از نگاهی شاعرانه و پر احساس در برابر نگاه و قضاوت مخاطبانش قرار دهد. فرمی که فیلمساز برای روایت ویژه اثرش انتخاب کرده است تا حدودی همدلی مخاطب را برمیانگیزد و در حد تجربههای اول قابل قبول است.
« یکی میاد دنبالم» ساخته سید جواد هاشمی قرار است بخشی از واقعیتهای دوران جنگ ۱۲ روزه را با نگاهی تلطیف شده به تبعات آن در قالب روایت قصه درگیر شدن یک خانواده با تلخی های جنگ ارائه کند. اما همین اصرار بر جدی نشدن تبعات جنگ ، فیلم را از مسیر باورپذیری دور میکند .همین اتفاق به صورت دیگری در «من جا سوزنی نیستم» منوچهر هادی هم رخ میدهد و در فیلمی که مجموعهای از اتفاقهای جدی در زندگی یک خانواده رخ میدهد ،حضور یک شخصیت عروسکی که اتفاقاً میتوانست در کنار شخصیت نوجوان فیلم نقشی محوری و جذاب داشته باشد تا حدود زیادی بود و نبودش علی السویه است .

«عموی بچهها» که قرار بوده نگاهی به زندگی پرفراز و نشیب داریوش فرضیایی یا همان عمو پورنگ باشد ،باز هم جدی و تاثیرگذار بودنش را فدای نگاهی طنز آلود به شخصیتها و اتفاقات پیرامون شخصیت اصلی و محوری به واسطه طرح موضوع خواستگاری های نا موفق او میکند. درعرصه فانتزی و سینمای موزیکال هم «گرگی خان» نمونه جدی و قابل تاملی نیست و نشان میدهد که سازندگان اثر درک درستی از توقعات مخاطبان کودک سینما به ویژه در سالهای اخیر ندارند. چند بازیگر نوجوان آشنا با فنون رزمی که صرفاً با نقاشی روی صورت و کلاه خرگوشی و گرگی قرار است نقش شخصیتهای اصلی را ایفا کنند، مدام آواز میخوانند و قصه تکراری گرگ بدجنس و خرگوش بیگناه را روایت میکنند و از برقراری ارتباط جذاب و موثر با مخاطبان نوجوان ناتوان میمانند.
انیمیشن های امسال هم اگر چه همچنان مطابق معمول سال های اخیر به لحاظ فنی و تکنیکی درجه هایی از رشد و بالندگی را نشان می دهند ولی به نظر می رسد که به لحاظ محتوایی و مضمونی نیازمند کار و تلاش بیشتر فیلمنامه نویسان است.