شما اینجا هستید
خانه > انتخاب سردبیر > نگاهي به 15 فيلمِ‌ تاثیرگذار دنیای كودك

نگاهي به 15 فيلمِ‌ تاثیرگذار دنیای كودك

Shahre-Moshha

نگاهي به 15 فيلمِ‌ تاثیرگذار سينماي كودك به بهانه برگزاری  سی امین جشنواره فيلم كودك و نوجوان اصفهان

شهر در دست بچه‌هاي خيال‌پرداز

به قلم : حسین آریانی

برگزاري هر ساله جشنواره فيلم كودك، نگارنده را ناخودآگاه به ياد سال‌هاي رونق سينماي كودك و نوجوان در دهه 60 و 70 مي‌اندازد. سال‌هايي كه مثل امروز، سینمای کودک در رکود به سر نمی برد و فيلم های موفق و پُرمخاطب كودكان پُرشمار بودند. دورانی که مثل امروز فیلم ها و انیمیشن های روز در کمترین فاصله زمانی ممکن بعد از اکران در سینماهای آمریکا و اروپا به صورت قاچاق و زیر زمینی با بهترین کیفیت و دوبله شده سر  هر کوچه و خیابانی فروخته نمی شد. زمانه ای که رشد تکنولوژی در حدی نبود که مثل الان همه جا انباشته از جدیدترین فیلم ها و بازی های رایانه ای با بهترین کیفیت باشد. ناگفته مشخص است که فیلمساز کودک در حال حاضر کار بسیار دشوارتری در مقایسه با همکارانش در دهه های 60 و 70 پیش روی دارد.

در مطلب پیش روی، نگارنده با بررسی پانزده فیلم تاثیرگذار سینمای کودک در حقیقت مروری انجام داده بر سال های پُر رونق سینمای کودک تا سالیان اخیر و وضعیتِ راکد این سینما، که در آن به ظهور تک پدیده هایی دلخوش کرده ایم. در مطلب پیش روی، منظور نگارنده از فيلم های تاثیرگذار در سينماي كودك فیلم هایی است که توأمان از استقبال مناسبِ مخاطب و از حد خوب تا متوسطي از كيفيت هنري برخوردار باشند.

 

1-«شهر موش‌ها 1» (1364)

«مدرسه موش ها» ابتدا به صورت یک جُنگ تلویزیونی در سال 1360 پخش شد. بعد به علت استقبال زیاد مردم، «مدرسه موش ها» در 105 قسمت، تولید شد. فیلم سینمایی «شهر موش ها 1» در سال 1364 با بودجه یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان به کارگردانی مرضیه برومند و محمدعلی طالبی ساخته شد. «شهر موش‌ها 1» اولين فيلم پُرمخاطب كودكان پس از انقلاب بود. فروش اين فيلم در يكي از دو روز اول چندان قابل توجه نبود؛ ولي پخش تيزر آن در چند نوبت از برنامه كودك تلويزيون باعث ايجاد ازدحام مقابل سينماهاي نمايش دهنده فيلم شد. جذابيت برنامه‌ تلويزيوني «مدرسه موش‌ها» نقشی کلیدی در موفقيت فيلم سینمایی«شهر موش‌ها 1» داشت. هر چند «شهر موش‌ها 1» از عدم انسجام فيلمنامه و تجربه کم سینمای ایران در ساخت فيلم‌هاي عروسكي رنج مي‌برد، اما تماشاگران كودك در زمان اكران از لحظه‌هاي فيلم لذت بسياري بردند. «شهر موش‌ها» در سال 1364 با فروش 10 ميليون توماني‌اش در رده دوم فروش، پس از فيلم «عقاب‌ها» قرار گرفت.

 

2- «گلنار» (1368)

در سال‌هاي پس از جنگ، مردم ديگر حوصله داستان‌هاي تلخ و كمدي‌هاي بي‌رمق را نداشتند. در اين زمان «گلنار» با فضاي موزيكال و ترانه‌هاي جذابش مورد استقبال غيرقابل تصور تماشاگران قرار گرفت. فروش بالاي «گلنار» نشان از نياز فراوان جامعه به شادي در سال‌هاي پس از جنگ داشت. كامبوزيا پرتوي با اين فيلم نشان داد مي‌تواند به خوبي با كودكان ارتباط برقرار كند.

فيلم براساس يك افسانه روسي ساخته شد و داستان دختربچه‌اي است كه نزد خرس‌ها مي‌رود تا دستمالِ مادرش را پيدا كند. اين فيلم با عروسك‌هاي جذاب و ترانه‌هايي كه در ذهن‌ها مي‌ماند قابليت چندبار ديده شدن توسط كودكان را داشت. در نهايت «گلنار» با فروش 16 ميليون توماني‌اش در صدر فروش سال 1368 قرار گرفت. شايد همين عامل باعث شد بيش از 15 سال بعد اين فيلم دوباره در سانس صبح برخي سينماها به اميد رونق دوباره سينماي كودك اكران شود.

 

3- «دزد عروسك‌ها» (1369)

محمدرضا هنرمند با ساختنِ «دزد عروسك‌ها» دست به تجربه تكنيكي جديدی در سينماي ايران زد. تلفيقي كه او میان فيلم زنده و انيميشن انجام داد، حتی هنوز هم با گذشت حدود 25 سال از اکران فیلم، جذاب و دیدنی است. فيلم همان فرمول آشناي ترانه و موسيقي براي كودكان را به كار مي‌گيرد، و موفق مي‌شود در قالب داستاني جذاب و براساس مضمون ازلي و ابدي تقابلِ خير بر شر، به فیلمی دیدنی بدل شود. لوکیشن فیلم، يك شهر بازسازي شده و فانتزي است و در اين فضاي جذاب براي كودكان است كه حكايت دزدي‌هاي پسرك و صحنه هاي كميک و موزیکال فیلم شكل مي‌گيرند. ترانه‌اي كه اكبر عبدي در نقش پسرک مي‌خواند: «آهاي آهاي، ننه من گشنمه» مدت‌ها ورد زبان كودكان بود. «دزد عروسك‌ها» با فروش 24 ميليوني توماني‌اش مقام اول جدول فروش را در سال 1369 به خود اختصاص داد.

 

4- «پاتال و آرزوهاي كوچك» (1369)

«پاتال و آرزوهاي كوچك» در زمان ساختش بسيار براي كودكان ديدني بود. شعر و آوازهاي فيلم مثل اكثر فيلم‌هاي كودكان در دهه 60 يكي از عوامل مهم در موفقيت فيلم بود. مسعود كرامتي تمهيدي بسيار ساده (برگرداندن فيلم) را بارها در فیلم به کار می گیرد و گلداني شكسته را به حالت اولش و زباله‌ها را داخلِ كيسه زباله باز می گرداند. اين تكنيك شايد الان ساده و اولیه به نظر برسد اما براي كودك دهه 60 جذابیت خاص خودش را داشت. «پاتال‌ و آرزوهاي كوچك» آرزوي ديرينه كودكان در اينكه جاي پدر و مادرشان باشند را به تصوير مي‌كشد. اين مضمون هم يكي ديگر از عوامل جذابیت و موفقيت فيلم بود. «پاتال‌ و آرزوهاي كوچك» با فروش 13 ميليون توماني‌اش در رده پنجمِ فيلم‌هاي پرفروش سال 1369 و بعد از «هامون» قرار گرفت.

 

5- «سفر جادويي» (1370)

ابوالحسن داوودي در يك سفر متافيزيكي و فانتزي، كاراكتر پدر را به گذشته بازمي‌گرداند و پدر با بازي اكبر عبدي بدل به همان كودك دوست‌داشتني مي‌شود كه از اکبر عبدي سراغ داشتیم. مضمونِ مذموم بودن تنبيه بدني كودكان در فيلم بهانه‌اي است كه دو ساعت بچه‌ها به همراه والدينشان با ديدن فيلم سرگرم شوند و كلي بخندند. تمهيد پرتاب‌ شدن به تونل زمان توسط ماشين لباسشويي جالب است و از نظر فنی در ابعاد سينماي ايران در آن زمان قابل قبول به نظر می رسد. براي بزرگ‌ترها فصل بازگشت به گذشته يك يادآوري خاطره‌انگيز و تحقق يك آرزوي ديرينه است و براي بچه‌ها، پسرک و بلاهايي كه سر دامادِ خانواده مي‌آورد، سرگرم‌كننده و كميك است. «سفر جادويي» در سال 1370 با فروش 28 ميليون توماني‌اش پس از فيلم «عروس» دومين فيلم پرفروش سال شد.

 

6- «مدرسه پيرمردها» (1370)

در فيلم «مدرسه پيرمردها» نگاه طنزآميز زنده یاد علي سجادي حسيني به پيرمردهاي خانه سالمندان كه هر كدام به كاريكاتوري از گذشته خودشان تبديل شده‌اند، براي بچه ها جذاب و ديدني است و بچه ها مشتاقانه داستانِ حضورِ پسربچه ای در خانه سالمندان و ميان پيرمردها را، دنبال مي‌كنند. شخصيت‌ آشپز با بازي اكبر عبدي با صداي نازك و جيغ‌ كشيدن‌ها و لهجه مخصوصش كاراكتر جذابی براي كودكان است. فيلم از كمدي اسلپ استيك (بزن و بكوب) و برخوردهاي فيزيكي و هرج‌ و مرجي كه از تضاد و تقابل با نظم و مقرراتِ آسايشگاه سالمندان ایجاد شده، به خوبي و با ظرافت بهره مي‌گيرد و كودكان را جذب موقعيت‌هاي شلوغ و طنزآميزش مي‌كند. «مدرسه پيرمردها» هرچند با وجود فروش قابل قبول 11 ميليون توماني‌اش در مكان دهم جدول فروش قرار گرفت، اما پتانسيلِ فروش به مراتب بيشتري را داشت.

 

7-«كلاه قرمزي و پسرخاله» (1373)

«كلاه قرمزي و پسرخاله» از همان فرمول موفق و امتحان پس داده اقتباس از يك برنامه تلويزيوني موفق استفاده مي‌كند. در زمان ساختِ فیلم «كلاه قرمزي و پسرخاله»، برنامه تلويزيوني «صندوق پُست» به همراه كلاه‌قرمزي و آقاي مجري از برنامه‌هاي محبوب كودكان بود. فيلم سینمایی«كلاه قرمزي و پسرخاله» مانند برنامه تلويزيوني «صندوق پُست» از امتیاز تعیین کننده حضور حمید جبلی بهره می برد و توانايي جبلي را در ارائه تيپ‌هاي عروسكي را دوباره به رخ می کشد. فاطمه معتمدآريا هم براي اولين بار در فیلم «كلاه قرمزي و پسرخاله» به زوج جبلي و طهماسب پيوست و اين سه نفر سال‌ها همكاري موفقيت‌آميز خود را ادامه دادند. ترانه‌ها و موسيقي‌ جذاب فيلم که حاصل زحمات و خلاقيت‌ِ محمدرضا عليقلي بود هم نقش مهمي در استقبال مخاطب داشت. «كلاه‌قرمزي و پسرخاله» با فروش 172 ميليون‌ توماني‌اش پرفروش ترین فیلمِ سالِ 1373 شد و تا سال‌ها ركورد فروش تاريخ سينماي ايران را در دست داشت. در سال 1381 طهماسب دنباله‌اي براي «كلاه‌قرمزي و پسرخاله» با نام «كلاه‌قرمزي و سروناز» کارگردانی کرد. اين فيلم با وجود آنكه همزماني برنامه تلويزيونی را با خود نداشت اما در عين شگفتي خاطراتِ شیرینِ«كلاه‌قرمزي و پسرخاله» را زنده كرد و با فروش 530 ميليون توماني اش پرفروش‌ترين فيلم سال 1381 شد.

قسمت سوم کلاه قرمزی با عنوان «كلاه قرمزي و بچه ننه» در سال 91 به نمایش درآمد. «كلاه قرمزي و بچه ننه» هرچند داستانی به جذابیت دو قسمت قبلی نداشت اما باز هم توانست به کمک عروسک‌های محبوبش و همچنین با بهره بردن از پخشِ برنامه تلویزیونی‌، گیشه سینماها را تسخیر کند. این فیلم که اصلا در جشنواره‌های فجر و کودک شرکت نکرد، در مرداد سال 91 اكران شد و در نهایت با فروش سه ميليارد و 300 ميليون تومانی در تهران به پرفروش‌ترين فيلم سال تبدیل شد.

 

8- «الو الو من جوجوام» (1373)

مرضيه برومند كه سال‌ها تجربه در زمينه برنامه‌هاي كودكان را در كارنامه خود داشت و تجربه‌هاي موفقي مثل مجموعه‌ تلويزيوني و عروسكي «مدرسه موش‌ها» و «خونه مادربزرگه» را از سر گذرانده بود. در «الو الو من جوجوام» هم تلفيقي از دو مجموعه «خونه مادربزرگه» و «آرايشگاه زيبا» را با تلفیقِ جذاب‌ترين عناصر و شخصيت‌هاي هر كدام ارائه كرد. كاراكترهاي چنگيز و غلام با بازي حسن رضايي و محمود بصيري كه دزدان گردنبند و همين‌طور جوجو و ميو (كاراكترهاي عروسكي فيلم) هستند، بلاهت شیریني دارند. كاراكترهاي عروسكي فيلم هم كم و بيش جذابند؛ اما فيلم بيش از هر چيز (مانند اکثر فيلم‌هاي عروسكي سینمای ایران ) از كمبود امكانات فني و تكنيكي رنج مي‌برد. «الو الو من جوجو‌ام» در سال 1373 با فروش 30 ميليوني‌اش در رتبه ششم جدول فروش قرار گرفت.

 

9- «خواهران غريب» (1375)

«خواهران غريب» مثل بسياري از فيلم‌هاي كودكان از موسيقي و آوازهاي جذاب بهره مي‌برد و از سويي ديگر از مضمون هميشه جذاب جابجايي دوقلوها هم استفاده مي‌كند. شايد تلفيق‌ اين دو تمهيد جذاب، رمز موفقيت فيلم باشد. فيلم از روي قصه مشهور اريش كستنر ساخته شده است كه پيش از آن فيلم «دو نيمه سيب» (كيانوش عياري) هم از آن اقتباس شده بود، و اتفاقاً «دو نيمه سيب» هم فروش خوبي را تجربه كرده بود.

«خواهران غريب» به خوبي مخاطبين كودك و بزرگسال را در كنار هم سرگرم مي‌كند و تا انتها با خود همراه می سازد. «خواهران غريب» از نقش‌آفريني موفق خسرو شكيبايي هم بهره مي‌برد كه در حقیقت نقش يك ستاره پولساز را در موفقیتِ فيلمی از ژانر سینمای کودک بازی می کند. «خواهران غريب» در سال 1375 با فروش 141 ميليون‌ توماني‌اش در صدر جدول فروش سينماي ايران قرار گرفت.

 

10-«یکی بود یکی نبود»(1379)

ایرج طهماسب پس از «کلاه قرمزی و پسرخاله»، فیلمی دیگر با کاراکترهای عروسکی ساخت؛ اما تفاوت اینجا بود که «یکی بود یکی نبود» برنامه تلویزیونی مشابه و در حال پخش نداشت؛ در نتیجه فروشش قابل مقایسه با «کلاه قرمزی و پسرخاله» نبود فیلم از انبوهی عروسکِ ریز و درشت و بامزه و ترانه های جذاب بهره می برد. «یکی بود یکی نبود» از لحظات عاطفی موفقی مثل فصل بستری شدن بَره در بیمارستان و سپس مرگ او در فراق خاله قصه گو بهره می برد، که چنین صحنه هایی، کودکان را بسیار تحت تاثیر قرار می دهد. به گوش رسیدنِ ناگهانی صدای پسرخاله در پایان فیلم هم ترفند زیرکانه ای است برای ارجاع بچه ها به فیلمِ خاطره انگیز و جذاب و رکورد شکن کودکان یعنی «کلاه قرمزی و پسرخاله».

کاراکتر جذابِ بَره که در حقیقت تجسمِ مادیِ عنصرِ معصومیت و مظلومیت در فیلم است، در فراق خاله قصه گو دچار افسردگی همدلی برانگیزی می شود؛ و این اشاره ای غیرمستقیم و هوشمندانه است به برخی از مناسبات حاکم بر جامعه،که به عواطف کودکان آسیب می رسانند. «یکی بود یکی نبود» با فروش 177 میلیون تومانی در رتبه هفتم جدول فروش سال 1379 قرار گرفت.

 

11- «نصف مال من نصف مال تو»(1386):

«نصف مال من نصف مال تو» بعد از «علی و دنی» دومین اثر وحید نیكخواه‌آزاد در ژانر کودک است. در برخورد اولیه با فیلمی چون «نصف مال من نصف مال تو»، مضمون و داستان فیلم برای مخاطب کودک، مناسب به نظر  نمی رسد. به واقع هم داستان مردی که دو زن دارد؛ و این مسئله را از زنانش پنهان کرده، و بعد هم این موضوع فاش می شود، مضمونی نیست که به درد گروه سنی کودک بخورد.

اما نیکخواه آزاد توانسته، به میزان قابل توجهی این کاستی را با خلق لحظاتی مفرح برای کودکان جبران کند. صحنه هایی که برای کودکان بانمک و جذاب هستند. مثل صحنه ای که بچه ها با گچ تصویر پدرشان را روی آسفالت می کشند؛ یا مثلا شوخی بامزه با سطل آشغال؛ و یا صحنه ای جالب و کمیک که بهرام(محمدرضا شریفی نیا) سکته می کند و از حال می رود؛ و ناگهان باسیلی برادرش(فرهاد آییش) بلند می شود و می ایستد.

«نصف مال من نصف مال تو» در مرداد سال 86 اكران شد و توانست در تهران فروشی 380 ميليونی داشته باشد و جایگاه ششم پر فروش ترین فیلم‌های سال را به دست بیاورد.

 

12-«خاله سوسكه»(1388):

خاله‌سوسكه داستانی قدیمی، نوستالژیک و خاطره‌انگیزی است. چنین ویژگی مهمی به صورت بالقوه می تواند عنصر تاثیرگذاری برای جذب مخاطب به سالن های سینما باشد. نادره تركمانی هم با استفاده از این داستان اصیلِ ایرانی و بهره بردن از اِلِمان هایی از فرهنگ فولكلور، تلاش کرده فیلم جذابی بسازد، و البته به میزان قابل توجهی هم در این امر به موفقیت رسیده است . «خاله سوسكه» هم بچه ها را سرگرم می کند، و هم بزرگسالان را ساعاتی از فضای پُر دغدغه روزمره بیرون می کشد و با خود به دوران شیرین و بی دغدغه کودکی می برد.

«خاله سوسکه» البته فیلمی خالی از ضعف نیست؛ حتی برخی از صحنه هایش اجرایی شلخته و سردستی دارند؛ ولی با این وجود، این فیلم جذابیت های خاص خودش را دارد؛ و به مراتب می توانست فیلم پُر مخاطب تری باشد. متاسفانه اکرانِ نامناسب موجب شد که فرصتِ ارتباطِ «خاله سوسکه» با مخاطب انبوه از دست برود. «خاله سوسکه» که در جشنواره کودک سال 88 جایزه بهترین فیلم از نگاه مخاطبان را دریافت کرد، در دي‌ماه 89 اكران شد و تنها به فروشی 240 ميليون تومانی در تهران دست پیدا کرد.

 

13-«نخودی»(89)

«نخودی» فیلم خوش ساخت و تاثیرگذاری است که اکران کم سر و صدای آن موجب شد که امتیازاتش دیده نشود. داستان فیلم«نخودی» به کارگردانی جلال فاطمی، درباره يك كارگردان تئاتر عروسكي است كه در انجام نمايش‌هايش ناموفق است. او با هر شكست و تحقيری كوچك و كوچك‌تر مي‌شود اما ملاقات با نخودي در سرزمين قصه‌ها، زندگي او را تغيير مي‌دهد.

«نخودی» یک فانتزی خلاقانه و پُر ظرافت برای مخاطب کودک است؛ که بار دیگر اهمیت عنصر کلیدی تخیل را در سینمای کودک به ما یادآوری می کند. فیلم با جلوه های ویژه ای ساده و البته خوب و درست اجرا شده اش، مراحل تدریجی کوچک شدن شخصیت اصلی را به شکلِ ملموس و مناسبی به تصویر کشیده است. کوچک شدن گام به گامی که در حقیقت نشان دهنده تحقیر شدن تدریجی شخصیت اصلی فیلم از جانب اطرافیان و محیط پیرامونش است. «نخودی» که در سال‌های بی‌رونقی سینمای کودک و در مهرماه سال 89 اكران شد؛ فروش ناموفق 100 ميليون تومانی را در تهران تجربه کرد.

 

14-«آهوي پيشوني سفيد» (اختاپوس)(1391)

سیدجواد هاشمی برای ساخت نخستین فیلم سینمایی‌اش سراغ ساخت یک فیلمِ کودکِ پرهزینه رفت. «اختاپوس» مانند بسیاری از فیلم های ژانر کودک، تقابل ازلی و ابدی خیر و شر را به تصویر می کشد. لازمه شکل گیری چنین درامی این است که کارگردان باید بتواند شخصیت های مثبت و منفی اش را به شکلی ساده، قابل فهم و در ضمن به اندازه مناسبی پرداخت کند و برای تماشاگر کودک جا بیندازد. اما شخصیت های «اختاپوس» پرداخت مناسبی ندارند. به عنوان مثال در راس قطب منفی داستان، موجودی ناشناخته و عجیبی به نام اختاپوس قرار دارد؛ که به صورت یک گوی بلورین به تماشاگر معرفی می شود. گذشته از این نکته که چگونه تماشاگر می تواند با شخصیت محوری داستان که یک گوی بی عمل و انتزاعی است و فقط حرف می زند، ارتباط برقرار کند و تحت تاثیر قرار بگیرد؛ اصولا ما نمی دانیم اختاپوس کیست یا چیست؟ از کجا آمده و چه هدفی را دنبال می کند؟ چراچنین دستوراتی می دهد و اصولا چه نفعی از این دستورات می برد؟ جواب این سوال ها در نزد تماشاگران چیزی است در حد ندانستن مطلق. چنین پرداختی را می توان کم و بیش در مورد شخصیت های دیگر فیلم هم پی گرفت.

با همه این کاستی ها این فیلم برگزیده در جشنواره کودک و نوجوان بوده و در لحظاتی تماشاگر کودک را با صحنه های شاد و موزیکالش سرگرم می کند و او را مشتاق پیگیری فرجام شخصیت های داستان می سازد. چنین ویژگی هایی برای یک فیلم در ژانرِ کودک، امتیازاتی مهم و غیر قابل چشم پوشی است.

اگرچه فیلم «اختاپوس» یکی از متقاضیان اکران در عید نوروز بود، اما نهایتا در مهرماه سال 91 توانست روی پرده برود و فقط در تهران فروشی بیش از 600 میلیون تومان داشته باشد.

 

15-«شهرموش ها 2» (1393)

در سال 93 فیلم «شهر موش‌ها 2» قسمت دوم فیلم سینمایی خاطرانگیز و محبوب کودکان در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 بود، به کارگردانی مرضیه برومند، اکران شد. بودجه این پروژه ابتدا ۶ میلیارد تومان برآورد شده بود، اما ساخت آن با هزینه‌ای نزدیک به ۱۰ میلیارد تومان به پایان رسید.

«شهر موش‌ها2» نسبت به نسخه اول، از امتیازاتی چون سرمایه‌گذاری بیشتر، استفاده از جلوه های ویژه دیجیتالی و بهره بردن از شخصیت های عروسکی با طراحی جذاب تر وخوشایندتر و دکورهایی دیدنی و زیباتر برخوردار بود.

نقطه ضعف «شهر موش‌ها2» را باید در فیلمنامه و حفره های آن جستجو کرد. «شهر موش ها 2» به رغم همه کاستی­هایی که دارد، اثری پُرکشش، جذاب و شاد برای کودکان و حتی بزرگسالان است و توانایی این را دارد که داستانش را به گونه ای جذاب برای مخاطب روایت کند؛ نکته کلیدی ای که برای یک فیلم به خصوص در ژانر سینمای کودک امتیاز کوچکی حساب نمی آید.

«شهرموش ها 2» در مجموع در ۸۵ سینما در سراسر کشور به نمایش درآمد؛ و با فروش ۱۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومانی با پشت سرگذاشتن فیلم «اخراجی‌ها ۲ » پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران در آن زمان شد.

 

پاسخ دهید

Top