شما اینجا هستید
خانه > دسته‌بندی نشده > نقد کارگر ساده نیازمندیم

نقد کارگر ساده نیازمندیم

به قلم حسین گیتی

قدم، در مغازه «رحمت» شاگردی می­کند و عاشق مونس، دختر رحمت است. پس از مرگ رحمت «جهان» از موقعیت سوءاستفاده می­کند و دختر 16 ساله رحمت را در ازای طلبش خواستگاری می­کند. قدم از این بابت عصبانی می­شود…

این خلاصه داستان فیلم است که روایتی خطی در فضای کارگری و قشر کارگردان است. جامعه کارگری، خاصه مهاجران، با وجود آن که همیشه در مقابل چشمان ما هستند، اما کمتر به آنها نگاه می­کنیم، به مشکلات و نگرانی و دغدغه و البته عاشق شدن آنان.

«کارگر ساده نیاز داریم» می­کوشد در کنار روایتی خطی بخشی از مصائب این قشر زحمت­کش را به تصویر بکشد. فیلم به طرف اغراق رغم غلطیده و نه آنقدر شیرین است. ظاهراً روایت می­گوید قشری سرخورده از درون این طبقه سرزده است.

محله­های جنوب شهر محل وقوع داستان است، فضای لوکیشن­ها به صورتی است که حتی روی دکوپاژ و شکل فیلمبرداری تأثیر گذاشته است. بخش عمده فیلم در مکان­های جنوب شهر فیلمیرداری شده و این فرایند، ما را به جنوب و فضای کارگری آنجا بیشتر نزدیک کرده است.

«کارگر ساده نیاز داریم» فیلمی خیابانی است. جستجوی کارگری ساده که برای رسیدن به زندگی بهتر به تهران می­آید و از سوی دیگری با بی­رحمی­های این شهر آشنا می­شود.

تصور می­رود که فیلم از بهترین آثار کارنامه منوچهر هادی باشد. فیلم در حوزه سینمای اجتماعی است و قصد ندارد که غصه­افزا باشد اما سیاه­نمایی نمی­کند و دردها را نمایش می­دهد شعار هم نمی­دهد. زیرا کار سینما شعار دادن و نصیحت کردنی نیست بلکه نشان دادنی است.

نمایش از جامعه­ای عصبی و بحران­زده را عریان می­نمایاند. که هرچه باشد یک سر و گردن از آثار سخیف با دیالوگ­های شرم­آور و آدم­ها معلق که هیچ سنخیتی با آدم­های واقعی ندارند. بلندتر است  در کارگر ساده نیاز داریم، آدم­ها واقعی است در بازار و خیابان حضور دارند.

منتقدی در ضدنقدی در مجله­ای به دلیل اینکه دست روی دردها گذاشته و آدم­ها در پروسه روزگار دشوار به هم ناسزا می­گویند، گله کرده است و در نوشته­ای فقر و فقرزدگی را به شوخی گرفته بود، اصولاً فیلم­هایی که دردی از جامعه را نمایش می­دهند. برخی را خوش نمی­آید و فوری مارک سیاه­نمایی به آن می­زنند.

اما، «کارگر ساده نیاز داریم» فیلمی خوش ساخت است و علی­رغم ساختار تلخ گونه­اش، لحظه­های فوق­العاده را خلق می­کند.

تماشاگری که کارهای منوچهر هادی را به ویژه «من سالوادور نیستم» دیده­اند؛ دیدار «کارگر ساده نیاز داریم» تعجب برانگیز است. زیرا او دوباره سراغ فیلم­هایی از جنس «یکی می­خواد باهات حرف بزنه» و «زندگی جای دیگری است» رفته است.

در «کارگر ساده نیاز داریم» شخصیت مونس و مرگ پدر در جریان روایت عامل بحران اصلی داستان می­شود.

فیلم وارد جنبه­های حقوقی هم می­شود: جهان(آتیلا پسیانی) به خانه مرد مالک ساندویچ فروشی (مهران احمدی) که به تازگی فوت شده می­رود و به همسر متوفی می­گوید، آن مرحوم در مورد مغازه ساندویچ­فروشی به من وکالت داده بود جهان از طریق وکالتی که در اختیار دارد، خانواده متوفی را تهدید و تقاضای ازدواج با دختر دانش­آموز خانه را مطرح می­کند در حالی که از نظر حقوقی، هر نوع وکالت فرد، بعد از فوتش باطل است و هیچ اعتباری ندارد!

تیتراژ فیلم­ها معمولاً سعی دارند بخشی از درون مایه فیلم را افشا کنند، هرچند این رسم سنتی است و حتماً نباید چنین باشد. تیتراژ فیلم گزندگی و آزار دهندگی خاصی دارد، نقش بستن نوشته­ها روی دست و پای یک انسان چه ویژگی می­تواند داشته باشد.

باید این سوءتفاهم را برطرف کرد که «کارگر ساده نیاز داریم» به سینمای کارگری (چون ادبیات کارگری) تعلق ندارد چون به ریشه­ها نمی­پردازد و معلول را نمایش می­سازد هرچند از نظر روایت روابط علت و معلومی را رعایت می­کند.

3 thoughts on “نقد کارگر ساده نیازمندیم

  1. بنظر من این فیلم درد رو همراه با امید نشون داد، از تکرار و تک خطی بودن پرهیز کرد و مخاطب رو با سادگی باخودش همراه کرد. پیچیدگی به جا و ساختار جالب فیلم باعث جذابیت و انتظار مخاطب برای دیدن اتفاقات بعد میشد و ضدقهرمان جالب برای قهرمان فیلم انتخاب شده بود کسی که نمیشد به این سادگی ها از میدون برش داشت! درکل آرزوی موفقیت برای آقای هادی و همچنین بازیگران خوب این فیلم دارم و امیدوارم سینمای ایران بیشتر از اینها به خودش آثار خوب و فاخر ببینه. سپاس

  2. تو زمانی که داشتیم دیگه از آقای هادی نا امید میشویم این فیلم اومد واقعا میتونه بهترین فیلم کارنامش باشه با این نکته هم موافقم منم از تیتراژش اصلا خوشم نیومد

پاسخ دهید

Top