شما اینجا هستید
خانه > سینمای ایران > نقد فیلم برادرم خسرو

نقد فیلم برادرم خسرو

برادرم خسرو

درباره برادرم خسرو

ساکنانِ ساکتِ تاریکی

به قلم : حمید سلیمی

درام­های روانشناختی از دیرباز محبوبیتی جدی میان فیلم­سازان دنیا داشته­اند. پیچیدگی­هایی که بیماری­های روانی یا حتی ناسازگاری­های ناشی از اختلالات روانی در شخصیت­ها ایجاد می­کند، محمل مناسبی برای هر نویسنده و فیلم­سازی است تا سراغ طراحی داستان­هایی تودرتو با محوریت افراد دارای چنین اختلال­هایی برود. از سینمای کلاسیک گرفته تا فیلم­های روز دنیا، این ژانر هرگز از رونق نیفتاده و همیشه مورد توجه قرار گرفته. اگرچه در سینمای ما نمونه­های شاخص از چنین درام­هایی اندک­اند، اما همیشه در سبد انتخاب­های فیلم­سازان ما حضور داشته و هرازگاهی فیلم­هایی با این حال و هوا ساخته شده. برادرم خسرو، اولین ساخته احسان بیگلری فیلمی در حوزه سخت و خاص درام روانکاوانه است، فیلمی که به­رغم کاستی­هایی که دارد درنهایت موفق به نظر می­رسد.

فیلم روایت تأثیرگذاری از یک بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی حاد است که البته برای پیش بردن صحیح درام به درستی برخی ویژگی­های بیماری­های دیگر نیز به شخصیت اصلی تزریق شده است. درام اصلی فیلم بر پایه حضور این فرد مبتلا در خانه برادرش _  به سبب سفر ناگهان و طولانی مادر _ و ارتباط او با خانواده برادر شکل می­گیرد. خسرو که حال و هوایی متغیر دارد، در مواجهه با تغییرات تازه دچار پریشانی می­شود، و کم­کم به سمت خودویرانگری می­رود. درنهایت اما گرمای دست­های مهربان است که نجاتش می­دهد.

فیلم­نامه فیلم با هوشمندی اطلاعات مربوط به وضعیت بیماری خسرو را در یک سوم ابتدایی و میانی فیلم توزیع کرده است. بدون ارائه دانسته­ها به صورت مستقیم و با استفاده از اله­مان­های تصویری بسیار مناسب، به تدریج ما را در جریان اوضاع می­گذارد و نوعی التهاب فزاینده درباره سرنوشت خسرو و ناصر و رابطه برادری آن­ها ایجاد می­کند. بیگلری و همکارش پریسا هاشم­پور به خوبی توانسته­اند ریتم داستان را در نیمه ابتدایی فیلم­نامه دارای جذابیت حداکثری کنند، اما فیلم در نیمه دوم و به صورت مشخص در یک سوم میانی دچار افت می­شود. طراحی مناسب شخصیت­ها و ایجاد گره­های داستانی ساده اما جذاب _ نگاه کنید به فصل یاغی­گری خسرو در خیابان _ در کنار دیالوگ­نویسی ماهرانه و نیز توجه کافی به طراحی شخصیت­های اصلی فیلم به صورتی خاکستری و همدلی برانگیز سبب شده تماشای برادرم خسرو تجربه دلچسبی باشد. اما فیلم مشخصاً از ناکافی بودن ایده­ها رنج می­برد و در نیمه دوم فیلم عملاً مخاطب از فیلم­ساز پیش می­افتد. اتقاقی که می‌تواند موجب ناکامی فیلم در جذب مخاطب پرشمار باشد.

برادرم خسرو عمیقاً وام­دار حضور خیره­کننده دیگری از نابغه بازیگری سینمای ایران است. شهاب حسینی در نقش اصلی مثل یک شوالیه زبردست تمام ضعف­های فیلم را با شمشیر درخشش خود از پا در می­آورد. درک درست و عمیق حسینی از نقش پیچیده و چندلایه­ای که به عهده دارد در کنار توانایی غریب او در ایجاد جذابیت در هر پرسوناژی که به عهده می­گیرد سبب شده هر لحظه حضور او روی پرده بزرگ سینما همراه با درخششی فراتر از استانداردهای بازیگری سینمای ما باشد. حسینی مثل هر بازیگر بزرگ دیگری به خوبی بلد است هر پلان و هر سکانس از فیلم را اصطلاحاً مال خود کند و با افزودن برخی ویژگی­های شخصی نظیر لحن و مدل نگاه کردن به طراحی شخصیت غمبار خسرو، مخاطب را وادار به دوست داشتن او می­کند، حتی وقتی خسرو در حال نابود کردن آرامش خانواده ناصر است. بدون شک بازی شهاب حسینی بزرگ­ترین عنصری است که برادرم خسرو را از فیلم­های مشابه بالاتر نشانده است. در کنار بازی شهاب حسینی باید از بازی درخشان ناصر هاشمی هم یاد کرد. بازیگر بسیار توانایی که به شکلی عجیب در سینمای ما نادیده گرفته شده است و هرازگاهی با ایفای نقشی موثر یادآوری می­کند که توانایی­های کشف نشده­ای دارد. مدل بازی سرد و فاصله­گذارانه او برای نقشی که بازی می­کند بسیار مناسب است و به خوبی می­تواند بازی گرم و بیرونی حسینی را کامل کند.

ساخته شدن فیلم­های روانشناسانه برای جامعه­ای که براساس نظرسنجی­ها نزدیک به هفتاد درصد مردمش از انواع اختلالات روانی از ساده گرفته تا پیچجیده و ملتهب رنج می­برند واجب است. فیلم­های جذاب و هوشمندانه­ای که با روایت داستان­های گیرا و دیدنی، بتوانند مخاطب را با انواع آسیب­های روانی نیز آشنا کنند. روندی که برادرم خسرو در پیش می­گیرد، چنین کاری است. فیلم بدون این که بر بیماری خسرو تأکید کند، صرفاً به نمایش عواقب درمان نشدن چنین بیماری­ای می­پردازد، و البته به شکلی هوشمندانه نمایش می‌دهد که درنهایت هر نوع بیماری روانی قابل کنترل است و مبتلاهای به چنین اختلال­هایی در صورت درمان حق دارند زندگی طبیعی و آسوده­ای داشته باشند. فیلم قصه ساده خود را به شکلی دلنشین و با فراز فرودی حساب شده روایت می­کند و درنهایت مخاطب را با حسی توأمان از غم و آسودگی به بیرون از سالن تاریک می­فرستد. غم و حزن غریبی خسرو و آرامش بودن خانواده­ای مهربان کنار او. هم از این­رو می­توان احسان بیگلری را در اولین تجربه فیلم بلند ساختن موفق قلمداد کرد، به ویژه با توجه به دکوپاژ درخشان فیلم در نماهای داخلی بسیار پرشمار.

پاسخ دهید

Top