شما اینجا هستید
خانه > دسته‌بندی نشده > درباره نگار سیمای زنی میان جمع

درباره نگار سیمای زنی میان جمع

 

حمید سلیمی

نگار، فیلم تازه رامبد جوان، محملی برای خودنمایی او به عنوان کارگردانی جسور و فرم گراست. جوان که پیش تر در فیلم هایی که ساخته بود در سینمای کمدی تجاری عامه پسند متوقف بود، این بار با فیلمنامه ای پیچیده – و البته نه چندان بی نقص – سراغ فضایی نامتعارف رفته و با ایجاد فضای بصری غریب و بکر و نمایشی شورانگیز از عصیان در فیلم خود، نشان می دهد در حوزه کارگردانی فرمالیستی نیز ناتوان نیست. فیلم اما آشکارا  از فیلمنامه ضربه خورده است. فرض اصلی فیلمنامه چنان بعید و دور از ذهن است که اگر مخاطب با دنیای فیلم همراه نشود، عملا هیچ نوع ارتباطی با شخصیت ها برقرار نمی کند. با این همه، شکست های متعدد زمان در کنار شیوه روایی تودرتو و شخصیت های متنوعی که در کنار هم پازل جذابی از کینه و دروغ را شکل می‌دهند، وقتی به کارگردانی متناسب جوان اضافه شده فیلم خاص و قابل دفاعی را شکل داده که یادآور تجربه‌های جذاب سال های دور سینمای ماست.

مشکل اصلی و بزرگ فیلمنامه، انتخاب فضایی ذهنی و روایتی سیال برای قصه ای است که جذابیت های خود را از اتفاقات رئالیستی می گیرد. کافی است مخاطب فرض فیلمنامه بر ارتباط برقرار کردن روح پدر نگار با او را باور نکند تا بنیان قصه بر باد برود. گذشته از این نکته مهم و کلیدی که عامدانه و با سهل انگاری خودخواسته از آن گذشته شده است ، در کنار این مساله مهم، فیلمنامه در طراحی شخصیت های فرعی نیز دچار کاستی هایی جدی است، درواقع بدنه اصلی داستان کم حجم و لاغر است و برای رفع این عارضه به جای پرداختن به روابط و وقایع، صرفا به تکرار چندباره داستانی واحد ، پناه بردن به کلیشه ها، و پیچیده کردن روایت خطی بدون الزام دراماتیک بسنده شده است. حال این که در چنین روندی، اهمیت قطب منفی داستان هم اندازه قهرمان است، و درام میان شخصیتی که جرثومه بدی است و دختری که دل پاک پاشنه آشیلش شده، درامی نه چندان گیرا و کم جذابیت است. با این همه فیلمنامه در یک سوم انتهایی قدرتمندانه پیش می رود، و ضرباهنگ مناسب داستان سبب می شود نهایتا مخاطب با رضایت نسبی سالن را ترک کند.

نگار جواهریان در نقش اصلی فیلمی که همسرش ساخته، یک جواهر به تمام معناست. درواقع بخش بزرگی از ضعف های شخصیت پردازی فیلمنامه در سایه بازی خوب و بدون خودنمایی جواهریان پوشانده شده، و شاید بتوان نگار را اوج پختگی نگار جواهریان دانست، بازیگری که این روزها از انتخاب های اول هر کارگردان سینمای ماست. حضور ستاره وار علیرضا شجاع نوری – میانسال جذابی که سینمای ما از او به درستی بهره نمی گیرد- و نیز بازی تعمدا اغراق شده و درخشان مانی حقیقی از ویژگیهای مثبتی است که ویترین را جذاب جلوه می دهد، اگرچه محمدرضا فروتن در نقشی که برایش انتخاب شده جا نمی افتد و مجبور است جذابیت ذاتی خود را خرج کند تا ارتباط حسی مخاطب از دست نرود .

اما ستاره اصلی و درخشان فیلم بی شک آن سوی دوربین است، جایی که یک رامبد جوان جسور، بی پروا و هوشمند با دکوپاژی مناسب و خیره کننده تمام توانش را به کار گرفته تا بر تمام کاستی های فیلم غلبه کند. شیوه خاص جوان در نزدیک شدن به شخصیت اصلی – نگار – و ایجاد فاصله ای عامدانه میان او و بقیه شخصیتهای فیلم، نشانه ای از دقت کارگردان در استفاده از عناصر تکنیکی در خدمت قصه گویی است. پلان‌های معرفی قابل تاملی که خلق شده در کنار حفظ ریتم درونی سکانس ها و تمپوی مناسب نماها، و نیز توانایی جوان در طراحی پلان های متعدد خارجی بدون افتادن در دام تکنیک گرایی آزارنده نشانه هایی از بلوغ این کارگردان حالا دیگر باتجربه است. جوان سالهاست خود را وقف برنامه خندوانه کرده است، اما وقتی به سینما می رسد دقیقا به سان پرنده ای است که از قفس رها شده و دارد شهوت پرواز خود را ارضاء می کند.

نگار بی شک فیلم بی عیب و نقصی نیست، اما آن چه فیلم را مهم جلوه می دهد، بکری و تازگی فضای آن است. در میان انبوه فیلمنامه های بی رمق و اجراهای تکراری، این فیلم یک ماجراجویی جذاب در سینمای ماست، سینمایی که به فیلم های اخته و بی معنا و تهی یا داستان های سرد و تکراری تحت پوشش سینمای اجتماعی عادت کرده است. به نظر می رسد بلندپروازی جوان، حضور بازیگران زبده و فیلمنامه ای که اگرچه ضعف هایی دارد اما جذابیت های پرشماری را به فیلم هدیه کرده مثل چراغ های خوشرنگ نئون راهی را نشان می‌دهند که می تواند برای فیلمسازان دیگر ما هم دعوت کننده باشد. گذشتن از مرزهای دست ساز و خط قرمزهای فِیک، رفتن به سمت نوگرایی، انتخاب جسارت به جای تکرار کردن نسخه های نخ نما از فیلم های بزرگانی نظیر فرهادی، مرعوب نشدن در برابر فیلم های پرفروش، و اهمیت دادن به سینما به مثابه یک هنر والا و ارزشمند. چنین فیلم هایی برای سینمای ما ضروری اند، آنقدر که بتوانیم چشم بر برخی ضعف هایشان ببندیم.

پاسخ دهید

Top